آخرین باری که از نزدیک دیدمش، فاطمیهی سال فتنه بود. صبح روز شهادت بیبی (س). بعد از تجمع هئیات عزاداری در میدان هفت تیر آمده بود مسجد حضرت امیر (ع). حاج محمود در حال روضه خواندن بود که حاجی بخشی وارد شد. مثل همیشه پیشانیبند بسته بود. لباس رزم تکاوری به تن کرده و با همان حال بیماری، اسلحهش را هم بر دوش انداخته بود. جوانها تا او را دیدند دورش حلقه زدند و بلند صلوات فرستادند. آرام آرام قدم بر میداشت. میخواست برود جلوی مراسم، کنار حاج محمود. حاج محمود تا او را دید روضهاش را قطع کرد و گفت: «حاجی قربون قدمت، همونجا بشین، من خودم مییام پیشت». بعد هم گفت: «برای سلامتی همهی رزمندگان اسلام صلوات.» …
دیروز حاجی بخشی از میان ما پر کشید و به قول بچههای فضای سایبر، «به امام و شهدا پیوست». حاجی بخشی دیگر میان ما نیست اما یقینا از امروز، در هر جا و هر زمان و مکانی که فریاد «ماشالاّ… حزبالله…» بلند شود حاجی بخشی هم حضور دارد.
«حزبالله» یعنی حاجی بخشی. یعنی کسی که اگر دو پسر و داماد و برادرش هم شهید شدند، خم به ابرو نیاورد و بگوید همهشان فدای سر امام و باز هم فریاد بزند «ماشالاّ… حزبالله…». حزب الله یعنی آن کسی که سید شهیدان اهل قلم درباره ش گفت:
«در آن سوی فاو، در مقر فرماندهی بعثیها، به حاج بخشی بر خوردیم؛ چهرهی آشنای حزب الله تهران. هر کس سرزندگی و بذلهگویی و آن چهرهی شاداب او را میدید باور نمیکرد که دو ساعت پیش فرزندش شهید شده باشد. اما حقیقت همین بود. هنگامی که ما به حاج بخشی بر خوردیم دو ساعتی بیش از شهادت فرزندش نمیگذشت. او حاضر نشده بود که به همراه پیکر فرزند شهیدش جبههی نبرد را، ولو برای چند روز، ترک گوید. ما آخرین بار که او را دیده بودیم در تهران بود، هنگامی که کاروان نخستین «راهیان کربلا» عازم جبههی نبرد بودند. هر جا که حزب الله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری میکند.»
«حزبالله» یعنی حاجی بخشی. یعنی کسی که همیشهی خدا، چشمش به چشم مولا بود و گوشش به فرمان او. حزبالله کاری به اصولگرا و اصلاحطلب و از این دست اباطیل سیاسی ندارد. او فقط یک خط و جریان و «حزب» را میشناسد: «حزبالله». اصلا حزب الله همانی است که آوینی گفت: «حزب الله اهل ولایت است و اهل ولایت بودن دشوار است؛ پایمردی میخواهد و وفاداری.»
«حزبالله» یعنی حاجی بخشی. کسی که نه توپ و تانک «جنگها» او را از پای در آورد و نه غبار «فتنهها». آری، کسی که «صراطولایت» را یافته است هرگز گمراه نخواهد شد حتی اگر فضا فضای فتنه باشد و غبارآلود.
«حزبالله» یعنی حاجی بخشی. حاجی بخشی یعنی حزبالله. اگر دنبال «عمّار» میگردید باید میرفتید سراغ حاجی بخشی. فقط «حزبالله» است که میتوان لقب «عمّار مولا» به او داد. و گرنه چپ و راست و مردان سیاستباز را چه به لقب عمّار! آنها شایستهی همان القابی هستند که به آن خوانده میشوند.
حزبالله پیر و جوان ندارد. میتواند حسین فهمیدهی ۱۳ ساله باشد یا حاجی بخشی ۷۸ ساله. اما این را فراموش نکنید که این انقلاب اگر دوام و تدوم دارد به برکت وجود بچه حزباللهیها است. از حسین فهمیده تا حاجی بخشی. جنگ را بچه حزباللهیها پیش بردند نه نخستوزیر مادامالعمر (!!) امام، و نه حتی آن آقایی که رئیسمجلس بوده و الان کتاب «تاریخسازی جنگ» مینویسد. غبار فتنه را بچه حزباللهیها زدودند نه سیاسیون نان به نرخ روز خور که تازه چند ماه بعد از فتنه، تعیین علامت کردند.
حزبالله یعنی حاجی بخشی. یعنی کسی که روز و شب برای انقلاب کار میکند بی آنکه ادعایی داشته باشد. مگر شهید تهرانی مقدم هم اینطور نبود؟ چند نفر از ما قبل از شهادت تهرانی مقدم او را میشناختیم؟ هر چند رمز موفقیت حزب الله در همین مظلومیت و مهجوریت است. حزب الله آن قدر مظلوم است که حتی صدا و سیمای آقای ضرغامی هم کاری به کار آنها ندارد تا زمانی که یا شهید شوند و یا از دنیا بروند.
حزبالله یعنی حاجی بخشی. یعنی کسی که اگر روزی روزگاری بنا بر اقتضائات خواست به «نائب امام زمان» نامه بنویسد آن قدر ادب و تواضع در مقابل مقام ولایت دارد که مثل بعضی ها توهم بر ندارد و سلامش را فراموش کند. برای همین ادبیات حزب الله با این حضرات فرق دارد. ببینید حاجی بخشی چگونه به رهبرش نامه نوشت:
«محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ولی امر مسلمین جهان
ای رهبر حزب الله در سراسر دنیا، سلام و عرض ارادت این پیرغلام جبهه ها و خاک پای بسیجیان را که اکنون در بستر بیماری افتاده است بپذیرید از اینکه آقای گلپایگانی را برای عیادتم به بیمارستان فرستادید و این جانباز پیر و پدر دو شهید را به لطف خود نواختید بی اندازه ممنون و سپاسگزارم.
من همه جا فریاد زده ام که خط خامنه ای خط محمد رسول الله(ص) و ائمه اطهار(ع) است، آن بزرگواران هم پدر و مادر شهدا و جانبازان را بعد از پایان جنگ ها فراموش نمی کردند و به دلجویی آنها می رفتند. زبان الکن این پیر غلام چگونه می تواند پاس لطف و محبت رهبر و مقتدایم را بجای آورد. خدای سبحان سایه شما را بر سر همه ملت های مسلمان و مستضعفان جهان و تمامی بسیجیان مستدام بدارد.
فدای شما – حاج بخشی»
انقلاب اسلامی مدیون حزبالله است. بقاء آن به بقاء حزبالله است. حزبالله حتی مرگش هم عین حیات است. رحلتش هم مانند تولد. اگر باور ندارید، باشید و در روز تشییع جنازهی حاجی بخشی ببینید که چند بچه حزباللهی جای او، قد علم میکنند و علم حاجی را بر دوش میکشند و فریاد بر میآورند: ماشالاّ… حزبالله…
۱۳ نظر
سلام بر بچه های حزب الهی.
واقعا چه لقبی فراتر از حزب اللهی که نثار این پیرمرد باد؟!
البته من هم از آن دسته ایم که به زعم صداو سیمای آقای ضرغامی پس از پیوستن این رفیق بیقرار به اصلش نامی از او شنیدم!
[پاسخ]
محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۹۰ ۰۷:۲۵:
یعنی اگر در این صدا و سیما را گل بگیرند، هیچ اتفاق خاصی نمی افته.
[پاسخ]
ماشا الله حزب الله! ماشاالله حزب الله
[پاسخ]
محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۹۰ ۰۷:۲۴:
ماشا الله حزب الله … ماشاالله حزب الله
[پاسخ]
روحشان شاد
باشد که از این حاج بخشی ها زیاد بشوند من بعد
[پاسخ]
محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۱۹م, ۱۳۹۰ ۰۷:۲۴:
انشالا
[پاسخ]
سلام
خدایش بیامرزاد
و از سیئاتش بگذرد
[پاسخ]
محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷:
الهی آمین
[پاسخ]
مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل مرگ بر انگلیس مرگ بر کاندا ( سر قضیه زهرا کاظمی) مرگ بر المان و ایتالیا و هلند ( پرونده اتمی ایران)* و کل اتحادیه اروپا_ مرگ بر روسیه چون ما را خوب سر کار گذاشته . مرگ بر عربستان و امارات . و مرگ بر کافران ( چین و کره و زاپن و کوبا ) و اصلا مرگ بر همه جهان. زنده باد فقط ایرانی شیعه که مثل کرم در کثافت خویش میلولد.
[پاسخ]
سلام برادر.
احسنت که برای حزب الله نوشتید.
متن را خواندم و با کامی شیرین به اتمام رساندم، پس باز این ته صف و با حسرت خطاب به حاج بخشی فریاد می زنم:
ما شا الله ! حزب الله…
[پاسخ]
محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۹۰ ۲۰:۴۰:
سلام
خیلی ممنون
[پاسخ]
جایگاه حرم حضرت معصومه (س) همچون یک رسانه ومبلغ
[پاسخ]
سلام
خبر دیدار دانشجویان با آقای جلوه در:ostadjelveh.com
[پاسخ]