چرا عماد افروغ به منتقدین خود توهین می‌کند؟

بعد از اعلام نتایج انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی، نشریه «راه» متعلق به دفتر مطالعات فرهنگی انقلاب اسلامی، طی پرونده‌ای که اختصاص به عملکرد مجلس هفتم داشت سراغ بعضی از نمایندگان، من‌جمله جناب آقای افروغ رفت. در آن مصاحبه که در آرشیو دفتر مطالعات موجود است، آقای افروغ در برابر سؤالات مصاحبه‌کننده که نقدهای جدی به عملکرد ایشان داشت واکنش‌های تندی از خود نشان داد و از کوره در رفت. همان موقع به مصاحبه‌کننده – که حق استادی بر من دارد- گفتم که: «جواب‌های افروغ به شما خیلی بی‌ادبانه بود، اصلا خوشم نیامد.»

بعدتر به چند نفر از دوستان تشکل‌های دانشجویی که آن ایام حساب خاصی روی آقای افروغ باز کرده بودند هم گفتم که: «این بنده‌خدا را بزرگ نکنید و در جمع‌های دانشجویی‌تان دعوتش نکنید». جواب دوستان این بود که آقای افروغ جزو طیف روشنفکر و منتقد انقلابی محسوب می‌شود و وجود چنین منتقدینی برای نظام دارای برکت است. بعدها وقتی در وبلاگ مرحوم «مسأله این است» مطلبی نوشتم با عنوان «افروغ بی فروغ»، باز هم بعضی دوستان به من اعتراض کردند.

اما سؤال این‌که اگر ماجرا همین‌طور است که دوستانم گفتند پس چرا نقدهای آقای افروغ بیش از آن‌که مورد استقبال دلسوزان و متعهدین به نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار بگیرد با استقبال گسترده‌ی رسانه‌های اپوزیسیون داخلی و خارجی و رسانه‌های مخالف قرار می‌گیرد؟ آیا جز امثال افروغ و مطهری کس دیگری نیست که به نظام نقد داشته باشد؟ پس چرا نقد اشخاص دیگر با چنین استقبالی مواجه نمی‌شود؟ برای مثال هر روز ده‌ها نقد از سوی رسانه‌ها و سایت‌های وابسته به جریان انقلاب اسلامی، به ارکان و بخش‌های مختلف نظام می‌شود، از مطالب سایت‌هایی چون فارس و جهان و بی‌باک نیوز و ۵۹۸ و رجا بگیرید تا کیهان و جوان و وطن امروز و…، اما چرا ضد انقلاب روی این مطالب مانور نمی‌دهد؟ و یا حتما با من هم عقیده هستید که بزرگ‌ترین و تندترین نقدها به عملکرد جمهوری اسلامی را اشخاصی چون آیت‌الله مصباح یزدی، استاد رحیم‌پور ازغدی، حسن عباسی، سعید قاسمی، حسین شریعتمداری و… انجام داده‌اند اما هیچ‌گاه مورد بهره‌برداری رسانه‌های ضد انقلاب قرار نگرفته است. چرا؟ و یا در مثالی دیگر به یاد بیاورید دیدار چندی پیش رهبر انقلاب با دانشجویان را که در آن یکی از دانشجویان نقدهای خیلی تندی به قوای مختلف نظام داشت و به تعبیر آقا، بالا تا پایین نظام را مورد نقد قرار داد و بعد هم وقتی حرف‌هاش تمام شد، آقا لبخندی به او زد و به جای این‌که ناراحت شوند، با لبخند او را مشایعت کردند. اما سخنان این دانشجو هم واکنش ضد انقلاب را در پی نداشت. چرا؟ آیا سخنان و نقدهای امثال آقای افروغ تفاوت زیادی با نقد افراد فوق‌الذکر دارد و فی‌المثل عالمانه‌تر و یا متخصصانه‌تر است؟ و یا آقای افروغ به مباحثی پرداخته‌اند که تا به حال به آن پرداخته نشده و مثلا حرف‌های بکر و جدیدی گفته است؟ مسلّما چنین نیست و بهتر از این قلم می‌دانید که سخنان ایشان بارها و بارها، حتی با زبان و قلم بهتر از او، از سوی افرادی چون حاج فرج دباغ (سروش) بیان شده است. پس چرا تا این حد استقبال؟

جواب آن ساده است. برای این‌که به تعبیر خود جناب افروغ فرق است بین نقد درون گفتمانی و برون گفتمانی. آقای افروغ حرف از «نقد درون گفتمانی» می‌زند اما یا آداب نقد درون گفتمانی را نمی‌داند و یا فراموش کرده است. این نمی‌شود که انسان خود را وابسته به یک جریان و گفتمانی بداند و از آن دم بزند اما به هنگان نقد آن جریان، شمشیر را از رو کشیده و با شدت هر چه تمام‌تر به آن بتازد. «ادبیات نقد» یک منتقد متعهد به یک گفتمان، با ادبیات نقد یک مخالف برون گفتمان، تفاوت‌های ماهوی و شکلی دارد.

معنای روشنفکری هم این نیست که شخص روشنفکر باید بی‌محابا نقد کند و در گفتارش هیچ مسامحه‌ای نداشته باشد. نه، این اشتباه امثال افروغ‌ها و مطهری‌ها است. نقد درون گفتمانی آدابی دارد و اولین ادب آن این است که دلسوزانه، مؤمنانه و همه‌جانبه باشد و دومین آن این‌که مورد سوءاستفاده‌ی مخالفین نظام قرار نگیرد. حتی در خود غرب نیز این موضوع صادق است. برای مثال نگاه کنید به نقدهای تند و تیز امثال هنری کسینجر و زبیگنیو برژیسنکی در حوزه‌ی مسائل استراتژیک ایالات متحده. بزرگ‌ترین نقدها به سیاست‌های آمریکا از سوی افرادی این چنینی انجام شده و در عین حال دولت آمریکا از آن استقبال هم ‌کرده است. چرا؟ چون دولت آمریکا می‌داند که کسینجر و برژینسکی و امثالهم همه‌ی «هویت» و «وجود» خود را وقف کشورشان کرده‌اند و اگر نقدی هم می‌کنند، دغدغه‌ای ندارند جز پیشرفت و برتری هژمونیک آمریکا. از همین روی مورد بهره‌برداری آن چنانی مخالفین آمریکا نیز واقع نمی‌شود.

از طرف دیگر این نمی‌شود و البته اخلاقا صحیح هم نیست که انسان در ظاهر از نقد و نقدپذیری صحبت کند اما آن زمان که خود مورد نقد قرار می‌گیرد با بدترین ادبیات (چنان‌که در ابتدای این سیاهه اشاره شد) پاسخ بگوید. اصلا نگاه کنید به جوابیه‌ای که چند روز پیش جناب آقای افروغ در پاسخ به واکنش‌ها نسبت به سخنانش منتشر کردند. ببینید چه‌طور جواب گفته‌اند:

«بعد از حضور بنده در برنامه زنده پارک ملت و صحبتها و نقدهایی درون گفتمانی و در چهارچوب ارزشها و مبانی انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام راحل ( ره) و مقام معظم رهبری و قطع نظر از حمایت‌های دردمندان و دلسوزان، با موجی از تخریب‌ها و هتاکی‌ها و سطحی نگری‌ها و بعضاً قضاوت های عجولانه، از جمله قضاوت نایب رئیس مجلس جناب آقای دکتر صدر در پاسخ به تذکر یکی از وکیل‌الدوله‌ها روبرو شدم، فرصت را مغتنم می‌شمرم و با غسل شهادت، عین گفت‌و‌گوی حضوری خود در برنامه پارک ملت به منظور استفاده از تحلیل‌ها و نقدهای عالمانه و به منظور جلوگیری از سوء استفاده برخی از فتنه جویان، متحجران و سنگ اندیشان، متوهمان و دوستداران هیجانات کاذب و کاسبان و کرکسان فتنه، به ویژه در آستانه انتخابات را در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهم و البته پی‌گیر قرائت جوابیه خود از تریبون مجلس هم هستم.»

در یک پاراگراف چند جمله‌ای، ایشان بیش از ده توهین به منتقدین خود کرد. چرا؟ به چه دلیل؟ اگر نقد، خوب و مفید است پس آقای افروغ باید این حق را برای دیگران هم قائل باشند که سخنانش را مورد نقد قرار دهند. پس توهین چرا؟

اگر همان‌طور که جناب آقای افروغ در ابتدای جوابیه‌ی خود از قول حضرت روح‌خدا آوردند که «همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. این موافق هر که باشد، باشد، مخالف هرکه هم باشد، باشد»، پس باید این حق را برای دیگران هم قائل باشند که نظر خودشان را هر چند به مذاق ایشان خوش نیاید و یا حتی بر فرض هم که درست نباشد، اظهار کنند نه این‌که با به کاربردن کلمات دور از شأن مثلا یک روشنفکر، مخالفین خود را سنگ‌اندیش و متحجر و کرکس فتنه و… لقب دهند. البته این موضوع دو طرفه است. یعنی دیده شده که برخی از رسانه‌ها در جواب به آقای افروغ نیز بی‌ادبی کرده‌اند. این هم اشتباه است. مخصوصا آن‌که ایشان حرف جدیدی هم نزده است. نقدهایی بود تکراری که همان‌طور که عرض شد تا حال بارها گفته شده و به هر یک نیز می‌توان منطقی و عقلانی پاسخ داد. (البته بخشی از سخنان نیز درست بود.)

دیگر آن‌که اساسا حرف قلمبه سلمبه زدن کار خیلی سختی نیست. هر چند این جزو خصوصیات به اصطلاح روشنفکران ایرانی است که طوری حرف بزنند که مردم معمولی متوجه نشوند چه می‌گویند. حالا مردم که جای خود حتی مجری پارک ملت که علی‌الظاهر جزو یکی از بهترین و نخبه‌ترین مجریان رسانه‌ی آقای ضرغامی محسوب می‌شود هم نفهمید که این بنده‌خدا چه می‌گوید. این را می‌شد از سؤالات و واکنش‌هایی که در مقابل سخنان آقای افروغ از خود نشان می‌داد به‌وضوح مشاهده کرد.

همه می‌توانند از این دست سخنان آقای افروغ بگویند. اگر قبلا این سخنان مخصوص قشر روشنفکر جامعه بود، این روزها به برکت رشد رسانه‌های مکتوب و تصویری و سایبری، حتی یک دانشجوی ترم اولی هم از این حرف‌ها به اندازه‌ی زیاد بلد است. فقط کافی است چرخی در وبلاگ‌های جوانان ایرانی و شبکه‌های مجازی داشته باشید تا به این حرف یقین پیدا کنید.

و این‌ها است که باعث شده بارها و بارها بگویم و بنویسم که انقلاب اسلامی را امثال افروغ‌ها و مطهری‌ها و حتی سیاستمداران حرف مفت‌زن به پیش نمی‌برند. انقلاب اسلامی بیش از آن‌که مدیون مثلا روشنفکران و منتقدان (از هر دو نوع درون گفتمان و برون گفتمان) باشد مدیون «حسن تهرانی مقدم»ها و «مصطفی روشن»ها است. انسان‌هایی که در اوج بزرگی، گمنام و بی‌ادعا بودند و تنها به «وظیفه»‌ی خود عمل می‌کردند.

انقلاب اسلامی را «عمل» شهدایی چون شهریاری و علی‌محمدی و رضایی‌نژاد و… می‌سازد نه «نظر» صد من یک غاز روشنفکران و منتقدان.

همین مطلب در: رجـانیـوز، بولتن نیـوز، ۵۹۸

۲۰ نظر

  • 1
    ۳۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۴:۵۹ |

    سلام برادر

    خوبی؟

    به نظر من حرفهای درست ایشون به باقی حرفهاش میچربید

    ضمناً

    شیوه شمردن توهینات منو کشته ( راستی تو هم آخر کار ۲ تا توهین اساسی هم کردیا)

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ دی ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲۰:۲۴:

    سلام عزیز.
    اساسا کار روشنفکر همینه. مخلوط کردن حرف های درست و نادرست.
    الان من توهین کردم؟ :)

    [پاسخ]

  • 2
    نیلو
    ۳۰ دی ۱۳۹۰ - ۲۳:۴۴ |

    پیش فرض و شناختی در موردِ ایشان ندارم، آن برنامه را هم ندیدم، اما با نکاتی که در باب نقدِ درست ذکر کردید ، موافقم.
    نکته دیگراین که به نظرم، مسائلِ تخصصی و محلِ بحث و تشکیک، نباید در سطح عمومِ جامعه و در رسانه‎ی ملی مطرح شود و این درست همان اشکالی‎ست که به برخی برنامه‎های آقای یامین پور هم وارد بود. «در ضمن ایشان هم یادداشتی از سوی “مهدی فاطمی صدر” در “کیستی ما” در بابِ این برنامه منتشر کرده است»
    http://kistiema.blogfa.com/post-147.aspx
    در بابِ جنابِ شهیدی‎فر هم به نظرم استدلالتان منطقی نیست:چون ایشان متوجه نشدند، پس ادبیات جنابِ افروغ، متکلف بوده‏‎است. شاید بحثی کاملا تخصصی باشد و فراتر از حوزه‎ی دانشِ مجری…
    شما هم توهین کردید، چرا؟

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۱م, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۷:

    قبول دارم. اصلا کار رسانه نیست در این جور مسائل آن هم در این جور برنامه ها ورود پیدا کند.
    آقای شهیدی فر هم بهتر است اگر درباره موضوعی تخصص کافی ندارد یا وارد نشود یا حداقل از پیش مطالعاتی داشته باشد.

    [پاسخ]

  • 3
    ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۵:۱۹ |

    کلا در حدی نیست که بهش پرداخته میشه

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۱م, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۳:

    این هم حرفیه.

    [پاسخ]

  • 4
    ۰۲ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۸ |

    سلام
    راستش کلید بزرگ شدن صحبت های عماد افروغ شاید واکنش خود جوش و خروشان انگیز جماعت حزب اللهی به مقاله سردار علایی در چند روز قبل باشه و اینکه میترسه که این چنین انتقاداتی از زبان افراد باسابقه اصولگرا ادامه پیدا کنه! و تابوی انتقاد از جایگاه عظمای ولایت بشکند.(این مهمترین دغدغه هستش) همچنین مشکل دیگر شنیده شدن صحبت های به نظر مسئولین گرام شاذ ولی حق و ثواب به نظر بنده از زبان دکتر افروغ در عموم جامعه نگران کننده هستش! اونم از رسانه یکدست و تبلیغاتی نظام مقدس مان! وقتی هر نظر مخالف در سایت باشه فیلتر میشه در روزنامه باشه بسته میشه و… خوب کاملا مشخصه که نظام دینی ما از مردم بحث و فکر کردن و قضاوت در مورد نظریه “ولایت فقیه” رو نمی خواد بلکه تبعیت و تقلید می خواد! حالا افروغ از موقعیت سو استفاده کرده حرف دلش و اعتقادش رو از تریبون نظام به چندین میلیون مخاطب زده است(همون مخاطبانی که به علت مذهبی یا نبود امکانات یا پایین بودن تحصیلات و غیره هنوز امکان دسترسی به شبکه های خبری ماهواره و سایت های سیاسی اینترنت و خوندن کتاب های دکتر شریعتی و گوش دادن به سخنرانی های دکتر سروش و… را ندارند و صبح انتخابات هم شناسنامه شون دستشونه). افروغ بی بصیرت با چهارتا جمله به سفسطه ها و استدلال های یک طرفه حضرات از رسانه ناملی خدشه وارد میکنه و زیر سوال میبره و مجری(سرعت گیر) هم آچمز میشه واقعا زور داره! می دونید حالت مورد پسند اینه که در رسانه ناملی عمو ضرغام یه معمم گرامی باید بشینه بدون هیچ مزاحمتی بحث های خود را با همکاری و تاییدات مکرر یک مجری مطیع برای ملت بیان کند و یک قالب گذاشته شود تا همه یک جور فکر کنند… وقتی یک صنف ۱درصدی از ۷۰ میلیون (با قومیت ها و مذاهب و آداب و رسوم و تحصیلات و اندیشه ها و… متفاوت) بیاید مجلس “خبرگان” ملت ایران را به صورت انحصاری قبضه کند و منتخب خود را نماینده خداوند و ولی امر مسلمین جهان و نائب امام زمان(عج) اعلام کند… خب آخرش هر کی منصفانه بشینه ۲ گرم فسفر بسوزه میشه نخودی! :)
    شهید مطهری: “هر مکتبی که ایمان و اعتقادی به خود ندارد جلو آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدود خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند در این کشورها به دلیل وحشتی که از آسیب‌پذیر بودن ایدئولوژی رسمی وجود دارد حتی رادیوها طوری ساخته می‌شود که مردم نتوانند صدای کشورهای دیگر را بشنوند و در نتیجه یک بعدی و قالبی، آن‌چنان که زمام‌داران می‌خواهند بار بیایند”
    در پناه خداوند باشید.یا حق

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۹۰ ۱۴:۱۹:

    سلام برادر.
    در این که رسانه آقای ضرغامی، یکی از بی خودی ترین رسانه هاست شکی نیست.

    در مورد بحث هایی مثل ولایت فقیه و… هم اتفاقا خیلی خوبه که در موردش هی بحث بشه و هی نقد وارد بشه. این نقدها در نهایت باعث فربه شدن یک نظریه می شود. مثل نقدهایی که به مکاتبی چون مارکسیسم و لیرالیسم و الخ در طول این یکی دو قرن اخیر انجام شده است. این خیلی خیلی خوبه و بر خلاف تصور حضرات، برای یک نظریه مفید است. یک نظریه سیاسی رو در حقیقت مخالفان اون هستند که با نقدهای صریح شون پروار می کنند. هیچ ترسی هم نداره این مساله. امر کاملا عادی است.

    بحث من یا بهتر بگم اشکال من به امثال آقای افروغ اینه که بالاخره معلوم نیست از کدام زاویه و دریچه به موضوعات نگاه می کنند. در جایی یک هو دو آتیشه طرفدار فقه و فقاهت می شه و در جایی دیگر لیبرال تر از هر لیبرال! دیگر اینکه متاسفانه “ادبیات نقد” رو ایشون به عنوان مثلا یک روشنفکر رعایت نکردند.

    به نظرم این صدا و سیمای به قول شما عمو ضرغامی اگر هم می خواد خدمتی به این کشور کنه، این است که بره چهار تا مخالف قدر (نه مثل افروغ هشلهفت) رو بر داره بیاره و به طور شفاف در این جور زمینه ها مباحثه کنند. (اگر چه در نگاه کلی، من این رو از کارکردهای رسانه نمی دونم. ولی خب حداقل این بهترین شرایط است)
    مشکل دیگه رسانه ملی یا حتی بعضی از دستگاه های امنیتی کشور اینه که فکر می کنند با چهار تا نقد امثال علایی و افروغ و … نظام دیگه از دست رفته است. حضرات باید بفهمند پشتوانه نظام به وجود میلیون میلیون انسانی هست که حاضرند مثل حسن تهرانی مقدم ها و شهریاری و روشن و… حتی از جون شون هم بگذرند.
    ارادتمندیم. یاعلی

    [پاسخ]

  • 5
    جناب پورغلامی..
    ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳:۳۴ |

    اجازه بدید مرخص شم،می رسم خدمتتون در این باب!!
    حالا پیش دستی می کنید در مقاله جدیدتون همون ابتدا صحبت از پیش فرض های ذهنی می کنید!!؟

    ای خدا کی من امتحانام تموم میشه!!

    برمی گردم….

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۹۰ ۰۶:۳۷:

    امتحان داشتن بعضی ها هم نعمتی بزرگی است برای من ها! :)
    ارادتمند

    [پاسخ]

  • 6
    ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۹ |

    سلام
    شما باز پست طولانی نوشتید؟!تا نصفه خوندم دیدم بحث سیاسی هست عقب نشینی کردم.
    باز هم غرض از مزاحمت نیازمند نقد مدبرانه استادی چون شما هستم.اینبار داستان را به صورت کامل نوشتم.ممنون می شودم اشکالاتش را برایم بگویید.البته اگر فرصت برای خواندنش داشتید.
    یا حق

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۹۰ ۰۶:۳۶:

    سلام
    ای بابا! شما چه داستان نویسی هستید که حال و حوصله چهار کلمه خوندن رو ندارید؟!
    البته مشکل از شما نیست ها، از مزخرفات منه. :)
    می رسم خدمت.

    [پاسخ]

  • 7
    دوست شما
    ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۸ |

    محمد جان من عماد افروغ را دیده ام و می شناسم مشکل از ما ایرانی هاست که نقد ها را بر نمی تابیم آنجا که ما حلال های خدا را بر خود حرام کردیم ما تفکر انتقادی نسبت به دین و…. را حرام کردیم ما در بحثها خطوط رنگی گذاشتیم و عاقبت چنین اموری را باعثانشان باید در درگاه خداوند منان دهند. آنجا که نیاز است سخنان گلسرخی را پخش می کنند آنجا که نیاز است هاشمی را از تاریخ انقلاب حذف می کنند و…. گمان می رود که وسیله هدف را توجیه کرده است برادر

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹م, ۱۳۹۰ ۱۹:۱۳:

    سلام برادر
    من توی متن هم عرض کردم و در جواب به کامنت “امیر رضا” جان هم نوشتم که مشکل من اصلا با نقد نیست. اتفاقا صد در صد در مقوله ای مثل نظریه ولایت فقیه هم موافق نقد و حتی مخالفت با اون هستم. بحث من درباره “ادبیات نقد” ایشون و تفاوت های بین “نقد درون گفتمانی” با “برون گفتمانی” است. اینکه حالا رسانه آقای ضرغامی با جناح های سیاسی چرا برخوردهای سیاسی و قبیله ای با افراد و نظرها می کنند، موضوع دیگری است.
    ارادتمند.

    [پاسخ]

  • 8
    دوستدار شما
    ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳:۰۷ |

    محمد جان، شکل گیری فضای فکری از اقتضائات حاکم بر کشور شکل می گیره . ایران الگوی خود را دارد همه چیز در بیان من و شما تاثیر می گذارد و متاسفانه نزول تقوای سیاسی در سالهای اخیر به شکل واضح مشاهده می شود هر چند که این فضای امروزه نیز ناشی از مدیران فعلی و نیز قبلی است عماد افروغ خود گفته است که صرفا به سخنان علمی پاسخ می دهد همانطور که به امام جمعه مشهد ضمن تشکر پاسخ داد اما خود می دانید عده ای صرفا جهت تخریب گام بر می دارند یادتان می آید موضوع ماهواره داشتن ایشان در یکی از داهات ها را در مجلس هفتم برخی علم کردند؟ واقعا این موضوع آنقدر پر اهمیت است یا صرفا جهت تخریب است؟ اما در خصوص تند پاسخ گفتنی که در بالا بیان کردید این پاسخ ،تخریب است نه پاسخ نقد البته این را هم عرض خداوند غرور را از انسان دور بدارد در کل چیز مضری است.

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵م, ۱۳۹۰ ۲۱:۴۴:

    سلام
    بسیار ممنون.
    اینکه می فرمایید در سال های اخیر به لحاظ “تقوای سیاسی” نزول کرده ایم ناظر بر چه نظرسنجی است؟ از کجا به چنین موضوعی رسیدید؟ از طرف دیگر اگر هم بپذیریم که این موضوع صحت دارد اتفاقا یکی از دلایل آن مباحث مثلا نقادانه امثال جناب افروغ است.

    این که فرمودید آقای افروغ گفته اند به سخنان فقط جواب علمی می دهند خب من هم در مورد مزخرفات خودم چنین ادعایی رو دارم. این مهم است که اولا مخاطب چه برداشتی از سخنان ایشان می کند و ثانیا از منظر متدلوژی باید ببینیم آیا واقعا این سخنان علمی هستند یا خیر. به نظر می رسد اگر علم منطق را در همان پنج گروه برهان، موعظه، جدل، مغاله و شعر ببینیم، سخنان ایشان بیشتر از نوع جدل و مغالطه بوده است. البته بنده فقط دارم در مورد موضوع این سخنان ایشون حرف می زنم. و گرنه در حوزه مباحث علمی کتاب های خوبی هم تالیف کرده اند که اتفاقا علمی هم هستند.

    [پاسخ]

  • 9
    دوستدار شما
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۲:۲۷ |

    برادر محمد:
    نظر سنجی برای مولفه های کیفی کمی سخت نتیجه می ده و تقوی سیاسی نیز همینطوره به نظر شما رفتار های سیاسیون طرفدار دولت و یا مخالف دولت از حد اخلاقی خارج نشده؟ یک نگاه اقشار سیاسی گماناً نشان دهنده این موضوع است. حرمت شکنی ها و… که در این دروان در حال وقوعه به یاد ندارم که قبلا وجود می داشته و اگر می داشته عمومیت نداشته.
    و اما در خصوص بیانات افروغ ، آقای افروغ صریح سخن می گه و این برآمده از ذات علوم اجتماعیه و در بحث نقد درود گفتمانی و استناد به صحیفه امام و منش امام در برخورد با مسائل شاید بازگو کننده عمق برخی از انحرافاتی باشه که آینده مناسبی برای انقلاب به وجود نمی آره البته شما در علوم سیاسی می تونی مسایل رو با رنگ و لعاب دیگری بیان کنی و این از ذات علوم سیاسیه اما در بحث نقد اجتماعی واقعیات عریان بازگو کننده مسائل جاریه. فرق شما با افروغ در همینه کسی که به حرفهاش ایمان داره اونو مزخرف نمی دونه محمد جان. مزخرف زمانی شکل می گیره که یا طرف جاهل به بیان خودش باشه و یا بخواد در جهت هدفی خاص و یا بهره برداری خاص ازش استفاده کنه. با این حال اگر با نقد های افروغ با امثالهم شما نتیجه گرفتید که تقوای سیاسی نزول کرده فکر نمی کنم غیر از ۱۰ نفر در سراسر کشور دهانی بر نقد گشوده بشه علیرغم اینکه حضرت آقا بر این موضوع تاکید کردند و آسیب شناسی انقلاب نیز اقتضا می کنه

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ اسفند ۱م, ۱۳۹۰ ۰۶:۱۸:

    شما خودتون می فرمایید که نظرسنجی درباره مولفه های کیفی کمی سخت نتیجه می ده، اون وقت خودتون همین کار رو بر اساس صرفا “ذهنیات” خودتون انجام می دید. اینکه می فرمایید طرفداران یا مخالفان دولت از حد اخلاقی خارج شدند هم به نظر من ربطی به الان نداره. تاریخ رو که بررسی کنید متوجه می شوید که همیشه همین طور بوده. منتها در دوران ما به دلیل وجود انواع و اقسام رسانه های جمعی و خبری، این موضوع نمود بیشتری دارد. به نظر من کاملا طبیعیه. و مخصوص به همه جای دنیا. (البته می پذیرم با شرایط ایده آل فاصله زیاد داره)

    من برای چندمین بار عرض می کنم من با نقد کردن آقای افروغ مشکل ندارم. با صریح اللهجه بودن هم مشکل ندارم. نقد من به “ادبیات نقد” ایشون بوده و هست. نقد ایشون اصلا یک نقد درون گفتمانی به نظر من نیست. اصلا شما اسم ایشون رو از این مصاحبه حذف کنید و متن ش رو بدید به کس دیگری که بخونه. ببینید آیا کسی متوجه می شه که این متن برای کسی است که خودش رو علاقه مند به مبانی انقلاب اسلامی می دونه؟! (البته ایشون گزینشی هم با اندیشه امام و سیره ائمه برخورد می کنند که حالا بماند در جای خودش)

    اینکه می فرمایید ذات علوم اجتماعی اقتضا می کنه که انسان این طور سخن بگه رو هم نمی دونم از کجا آوردید. اما بنده حداقل هر چی نگاه کردم به آثار اندیشمندان سیاسی غرب و شرق، چنین چیزی رو برداشت نکردم. دغدغه اندیشمند سیاسی، در مرتبه اول “ساختن” است. چیزی که بنده در سخنان ایشون کمتر دیدم. مشکل طیف روشنفکری ایران اینه که تصور می کنه برای اینکه “روشنفکر” باشه، حتما باید ژست “اپوزیسیون” به خودش بگیره.

    من در ایشون “تقوای سیاسی” نمی بینم. همون طور که در مابقی طیف روشنفکری مون هم تقوای سیاسی نمی بینم. برای اینکه “تقوای سیاسی” باید خودش رو در جایی مثل “مواضع سیاسی” نشون بده. که نداده متاسفانه.

    [پاسخ]

  • 10
    دوستدار شما
    ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۳:۵۹ |

    مشکل اساسی اینه که جذب حداکثری نه در عرصه عمل و نه در عرصه بیان رعایت نمی شه و همه پیگیر اعمال قدرت خویشند اما در خصوص علوم اجتماعی باید عرضه کنم در علوم سیاسی اجرایی تابع اقتضائات مسائل تفسیر و تعمیم داده می شه که حالا میشه بهش تقیه سیاسی گفت یا هر چیز دیگه اما در علوم اجتماعی به دلیل عدم درگیری با روند سیاست جاری این محدودیت کمتره یا وجود نداره مطلب بعدی هم اینکه که طیف حاکم اغلب سعی دارن منتقدان رو شبیه اپوزسیون جلوه بدن به خصوص این مساله در ایران سابقه بس طولانی داره و به سالهای اخیر باز نمی گرده

    [پاسخ]

    محمد پـورغلامی پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۹۰ ۲۱:۰۶:

    من نمی فهمم چرا هر وقت بحث از جذب حداکثری می شه، همه فوکوس می کنند روی طیف مثلا “نخبه”. چرا کسی صحبت از “مردم” نمی کنه؟!
    بعد هم نمی فهمم که چرا آقای افروغ حق دارند در مورد دیگران اظهار نظر کنند اما من حق ندارم در مورد ایشون اظهار نظر کنم!
    این تعریف تون از علوم سیاسی و علوم اجتماعی، هم جالب بود و هم در نوع خودش بدیع!!!

    [پاسخ]

  • پاسخ دهید

    Your email address will not be published.

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>